اشکهاجاری شده بهررقیه درزمین/شدخرابه شاهدآن دخت شاهنشاه دین/یادمان کربلا رادر دلش دارد بزرگ/لحظه سخت جدایی بهربابا شد غمین/رأس خونین پدر رادید هر جا بین راه/گریه کرده فاطمه آنجا امیر المومنین/درکنارحضرت سجادو زینب شد اسیر/اوشنیده بهرعمه خطبه های آتشین/ناگهان ازداغ بابا درخرابه شد شهید/پیش بابا باعمو و اصغرش شد همنشین/تسلیت گویم به مهدی ازبر دخت حسین/میشود مرهم برایش آن امام آخرین/